مرزهای دروغین، زخم‌های واقعی؛ ضرورت وحدت در جامعه متکثر
مرزهای دروغین، زخم‌های واقعی؛ ضرورت وحدت در جامعه متکثر
بیاییم به‌جای ساختن دیوار میان مردم، پل بزنیم؛ به‌جای خط‌کشی‌های بی‌پایه، از ارزش‌های مشترک بگوییم؛ و به‌جای برجسته‌کردن تفاوت‌ها، برای ساختن آینده‌ای بهتر، همدل شویم. وحدت، نه شعار سیاسی، که نیاز حیاتی جامعه ماست.

اوخان – پرویز راست گفتار

یکی از خطرناک‌ترین آسیب‌هایی که انسجام اجتماعی را تهدید می‌کند، ساخت و تحمیل مرزبندی‌های کاذب میان اقشار مختلف جامعه است؛ مرزهایی که مردم را نه بر مبنای اختلاف سلیقه، بلکه بر پایه تفرقه‌های ساختگی، در برابر هم قرار می‌دهد: شهری و روستایی، فقیر و غنی، سنتی و مدرن، مذهبی و غیرمذهبی، انقلابی و غیرانقلابی، و ده‌ها دوگانه دیگر که بیش از آنکه واقعی باشند، زاییده فضاسازی‌های تخریبی‌اند.

در چنین فضایی، اختلاف تبدیل به خصومت می‌شود، تنوع تبدیل به تهدید می‌گردد، و جامعه دچار نوعی بی‌اعتمادی و بی‌ثباتی درونی می‌شود که زمینه را برای افراط‌گرایی، نفرت‌پراکنی و از هم‌پاشیدگی همبستگی ملی فراهم می‌کند. این در حالی است که در فرهنگ اسلامی و ایرانی، همواره بر وحدت، هم‌زیستی، مدارا و پرهیز از تفرقه تأکید شده است. قرآن کریم به‌روشنی هشدار می‌دهد: «وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُم»؛ (نزاع نکنید که سست شوید و قدرتتان از میان برود).

مشکل آنجاست که برخی جریان‌ها و حتی تریبون‌داران رسمی یا رسانه‌ای، به‌جای تقویت وحدت، به تعمیق شکاف‌ها دامن می‌زنند؛ با برجسته‌کردن تفاوت‌ها، با متهم‌سازی‌های سیاسی یا طبقاتی، با زدن برچسب‌های تخریبی به گروه‌های مختلف. این روش‌ها، نه تنها عدالت را محقق نمی‌کند، بلکه مانع شکل‌گیری اعتماد اجتماعی می‌شود و مشارکت عمومی را نیز کاهش می‌دهد.

در شرایط امروز که جامعه با چالش‌های اقتصادی، فرهنگی و بین‌نسلی دست‌وپنجه نرم می‌کند، هیچ چیز خطرناک‌تر از این نیست که اقشار جامعه به‌جای گفت‌وگو، رودرروی هم قرار بگیرند. اگر کشاورز تصور کند کارگر شهری رقیب اوست، اگر جوان تحصیل‌کرده احساس کند بازنشسته یا مدیر دیروز مانع پیشرفت اوست، اگر خانواده مذهبی تصور کند سبک زندگی دیگری تهدید اوست، و بالعکس، حاصل آن فقط بی‌ثباتی و فرسایش سرمایه اجتماعی خواهد بود.

راه نجات، در بازتعریف وحدت بر پایه احترام به تفاوت‌ها، پذیرش تنوع، گفت‌وگوی بین‌نسلی و بازسازی اعتماد اجتماعی است. جامعه‌ای زنده است که در آن شهروندان گوناگون با باورهای متنوع، احساس تعلق به یک سرزمین، یک ملت و یک آینده مشترک داشته باشند.

باید از دوقطبی‌سازی پرهیز کرد؛ چه در حوزه سیاست، چه در رسانه، چه در آموزش. باید گفت‌وگو را جایگزین طرد، و هم‌دلی را جایگزین سوءظن کرد. هر صدایی که جامعه را دو پاره می‌کند، هر گفتمانی که بخشی از مردم را علیه بخش دیگر می‌شوراند، ولو با نیت اصلاح، در نهایت به ضد وحدت بدل می‌شود.

بیاییم به‌جای ساختن دیوار میان مردم، پل بزنیم؛ به‌جای خط‌کشی‌های بی‌پایه، از ارزش‌های مشترک بگوییم؛ و به‌جای برجسته‌کردن تفاوت‌ها، برای ساختن آینده‌ای بهتر، همدل شویم. وحدت، نه شعار سیاسی، که نیاز حیاتی جامعه ماست.